«درباره ادعاهای غربیها و به ویژه ایالات متحده در خصوص تشدید تحریمها و به ویژه تحریمهای موشکی علیه ایران، باید اشاره کنم که چندین سال است ایران از نظر موشکی تحریم است و شاید بیش از ۳ دهه است که ادوات نظامی غربی به ایران ارسال نمیشود. مگر این که چین، روسیه یا کره شمالی که تحریمهای غربی را قبول ندارد با ایران تبادل تسلیحات موشکی کنند. البته بعد از به پایان رسیدن دوره ۸ ساله قطعنامه شورای امنیت و از بین رفتن محدودیتهای حوزه موشکی، به شکل ظاهری بخشی از فشارها از روی ایران برداشته شد. اما این موضوع صرفا به شکل ظاهری رخ داد و تغییری در شرایط ایران ایجاد نکرد. به عبارت دقیق تر، ایران با هیچ یک از کشورهای غربی و آمریکا در این دوره کوتاه پس از به پایان رسیدن دوره ۸ ساله قطعنامه، تبادل نداشت.»
«با استناد به این شرایط میتوان گفت که تحریمهای موشکی تاثیر خاصی بر ایران نخواهند گذاشت، مگر این که به ادعایی استناد شود که میگوید ایران در تولید تجهیزات نظامی خود از ابزار و ادواتی استفاده میکند که از دیگر کشورها وارد میکند. البته که ما از صحت و سقم این ادعا خبر نداریم، ولی حتی اگر بگوییم که این ادعا هم حقیقت دارد، باز هم تحریمها تاثیری در بازار آزاد ندارد. ایران سالهای سال و در شرایط تحریم، قطعاتی را که میخواسته تامین کرده است؛ بنابراین در آینده نیز به ادامه روش پیشین خود خواهد پرداخت. می توان گفت این طرح عملا تاثیری بر توان موشکی ایران نخواهد داشت. اتحادیه اروپا در چند سال اخیر و پس از خروج ایران از برجام در اردیبهشت سال ۱۳۹۷، در پایینترین سطح مناسبات اقتصادی با ایران قرار دارد و بنابراین، این که تهدید میشویم تحریمهای جدید اقتصادی (در حوزه انرژی و تجارت و…) به ما تحمیل میشود نیز بعید است تاثیری روی ما داشته باشد، چرا که آمارهای صادرات و واردات ایران از اتحادیه اروپا آن قدر هنگفت نیست که تحریمهای این بخش نیز بتواند تاثیر کمرشکنی بر اقتصاد ما بگذارد. به اعتقاد من این نوع اعلانهای غرب و اتحادیه اروپا بیشتر فضاسازی و تبلیغات رسانهای است.»
«نکته مهم این است که وقتی اسرائیل، تجاوز آشکاری علیه یک مقر دیپلماتیک (کنسولگری ایران در سوریه) میکند، غربیها حاضر نیستند حتی اسرائیل را محکوم کنند و دائم ایران را به خویشتنداری دعوت میکنند. اما وقتی ایران در راستای دفاع مشروع که در بند ۵۱ منشور سازمان ملل تصریح شده، اقدامی علیه اسرائیل میکند، هم ایران را محکوم میکنند و هم تهدید به تحریم. این سیاست دوگانه و غیرمتوازن، عملا ایران را به سمت اقداماتی سوق میدهد که رادیکالتر است. اگر غربیها واقعا به دنبال آتش بس و نتیجه گرفتن از اقدامات خود هستند، باید موازنه را رعایت کنند. یعنی اگر از ایران دعوت به خویشتنداری میکنند، از طرف اسرائیلی هم همین دعوت را انجام دهند و طرف اسرائیلی را نیز محکوم کنند. سیاست حمایتی و یک طرفه از اسرائیل از یک سو و قتل عام بیش از 30 هزار نفر در غزه از سوی دیگر و جنایات جنگی اسرائیل مواردی نیست که به راحتی مورد چشم پوشی واقع شود. این نوع رفتارها، تخاصم، جنگ و ناامنی را تشدید میکند.»
«این نوع رفتارها، میتواند ایران را به سمتی ببرد که حتی در پیمان NPT تجدید نظر کرده و به خروج از آن فکر کند. اگر قرار باشد دست اسرائیل باز باشد و هر نوع حملهای را علیه ایران انجام دهد و حتی بیم حمله به مراکز هستهای ایران وجود داشته باشد، ایران نیز دلیلی برای ادامه عضویت در NPT نمی بیند؛ بنابراین این تفکر و تبلیغاتی که اروپاییها انجام دهند، تاثیری منفی دارد که به ضرر همه طرفین خواهد بود. به همین دلیل است که معتقدم این نوع فشارها باید به سمت اسرائیل رفته و مانع از اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل و نقض آشکار تمام قواعد بین المللی شود. این ادعا که برخی میگویند هدف اتحادیه اروپا و امریکا از فشار آوردن به ایران و اعمال تحریم این است که اسرائیل را از اقدام جدید علیه ایران بازدارند، به نظر من از اساس غلط است. این نوع استدلالها اغلب در رسانهها و با هدف فریب طرف مقابل مطرح میشود. این بسیار اشتباه است که بگوییم ایران باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند. یعنی یا حمله اسرائیل را به جان بخرد و یا تحریمهای اروپا و آمریکا را. این نوع نظرها بیشتر با هدف توجیه و نادیده گرفتن جنایات اسرائیل در منطقه است. اصل مطلب این است که اصلا چرا باید ایران به خاطر دفاع مشروع، تحریم شود؟ باید اسرائیل مورد مواخده قرار گرفته و سیاستهای خود را تغییر دهد نه ایران. ضمن این که قطعا اگر اسرائیل بنا را بر حمله و واکنش نسبت به ایران گذاشته باشد، به هیچ وجه تحت تاثیر این نوع اقدامات و سخنان مقامهای آمریکایی اروپایی قرار نخواهد گرفت.»
منبع:فرارو
حسن بهشتی پور، کارشناس روابط بین الملل و تحلیلگر سیاسی
ثبت دیدگاه