اندیشکده اقتصادی «سیتی ژورنال» آمریکا در مطلبی با مروری بر کتاب «گلوگاهها: قدرت آمریکا در عصر جنگ اقتصادی» نوشته «ادوارد فیشمن» آورده است: آیا جهانیسازی جای سیاستگذاری دولتی را گرفته است؟ «آلن گرینسپن»، رئیس سابق فدرال رزرو، در سال ۲۰۰۸ چنین اعتقادی داشت. به باور او، دنیا تحت سلطه نیروهای بازار بود و دیگر برای دولتمردان کار زیادی باقی نمانده بود. اما ادوارد فیشمن، پژوهشگر روابط بینالملل و استاد دانشگاه کلمبیا، در کتاب جدید خود با عنوان «گلوگاهها: قدرت آمریکا در عصر جنگ اقتصادی» نشان میدهد که این دیدگاه دیگر اعتبار ندارد. در عصر جدید، اقتصاد و سیاست بهطور جداییناپذیری در هم تنیده شدهاند و تجارت جهانی، دیگر فقط عامل رفاه مصرفکننده نیست، بلکه ابزاری برای رقابت ژئوپلیتیک و امنیت ملی نیز هست.
فیشمن با تمرکز بر زیرساختهای اقتصادی جهانی، توضیح میدهد که چگونه دولتها این زیرساختها را برای اعمال فشار بر دشمنان سیاسی به کار گرفتهاند. از اوایل دهه ۲۰۰۰ و پس از حملات ۱۱ سپتامبر، دولت بوش با استفاده از شبکه «سوئیفت»، پیگیری جریان مالی تروریستها را ممکن ساخت و این ابزار غیردولتی را به شریکی در «جنگ با ترور» بدل کرد. سپس همین منطق در مورد ایران به کار رفت؛ بانکهای ایرانی که پرداختهای بینالمللیشان از طریق حسابهای واسط در نیویورک انجام میشد، ناگهان در معرض تحریمها و قطع ارتباط مالی قرار گرفتند. خزانهداری آمریکا از همین «گلوگاه» بانکی برای هدفی که فلج کردن نظام مالی ایران خوانده بود، بهره برد.
باراک اوباما این ابزارها را توسعه داد و تحریمهای ثانویه را معرفی کرد؛ تحریمهایی که بانکهای خارجی را نیز اگر با بانکهای ایرانی تعامل داشتند هدف میگرفتند. این الگو بعداً علیه شرکتهای فناوری چین مانند «زد تی ای» و هواوی بهکار رفت. فیشمن با جزئیات نشان میدهد که چگونه واشنگتن با استفاده از وابستگی دیگران به فناوری آمریکایی، مسیرهای تجاری چین را مسدود کرد.
در دوره ترامپ نیز ابزارهای مشابهی مانند تقویت «کمیته سرمایهگذاری خارجی در آمریکا» و تهدید به ممنوعیت فروش فناوری به شرکتهای خاص به کار گرفته شد. در دولت بایدن، حمله اقتصادی علیه روسیه پس از تهاجم به اوکراین به اوج خود رسید، تحریم بانکهای اصلی روسیه، کنترل صادرات فناوری پیشرفته و سقف قیمتی بر نفت روسیه، نمونههایی از این استراتژی بودند.
به باور فیشمن، این اقدامات نشاندهنده پایان دوران بازار جهانی بیمرز و آغاز عصر استفاده ژئوپلیتیکی از اقتصاد جهانی است. نکته مهم این نوع جنگ در آن است که میتوان دشمن را بدون شلیک گلوله تضعیف کرد. اما این ابزار، ناخواسته، پیامدهای جانبی دارد، کشورها برای رهایی از سلطه آمریکا، بهدنبال ایجاد زیرساختهای مالی و فناورانه جایگزین رفتهاند مانند ارز دیجیتال چین، شبکه مالی مستقل روسیه، و تلاش کشورهای بریکس برای عبور از وابستگی به دلار.
در حالیکه این جنگ اقتصادی ابزاری کشنده نیست، اما به گفته فیشمن، ممکن است موقتی باشد و خروج کشورها از وابستگی، کارایی این سلاحها را کاهش میدهد.
فیشمن هشدار میدهد که «پایان جنگ اقتصادی ممکن است ما را به دوران قدیمیتر بازگرداند، جنگ کلاسیک میان دولتها. روزی این عصر به پایان خواهد رسید، اما ممکن است دلتنگ آن شویم.»
منبع: ایرنا
ثبت دیدگاه