روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: اگر دونالد ترامپ واقعاً قصد دارد توافقی در ارتباط با برنامه هستهای ایران حاصل کند، دولت او باید از مسیر تنشزایی فعلی فاصله بگیرد.
از اروپای شرقی تا آسیای شرقی، قدرتهای بازنگریطلب به دنبال تغییرات چشمگیر در توازن جهانی قدرت هستند.
بی ان ای نوشت: با توجه به افزایش فشارهای ایالات متحده علیه ایران در روزهای اخیر و تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به حمله نظامی به مواضع ایران، اقدام سریع روسیه برای پیشبرد تصویب این معاهده تلاشی آشکار برای جلوگیری از اقدامات تهاجمی احتمالی واشنگتن علیه ایران تلقی میشود.
ترامپ از زمان روی کار آمدنش در ژانویه، موضع ایالات متحده نسبت به روسیه را به سمت رویکردی آشتیجویانهتر سوق داده است.
به نوشته فایننشال تایمز، چالش اصلی برای تهران این است که بفهمد ترامپ دقیقاً چه نوع توافقی را میپذیرد: آیا هدف او دستیابی به یک توافق دوطرفه قابل قبول است تا بتواند ادعا کند که یک بحران جهانی را حل کرده، یا اینکه بهدنبال تسلیم کامل ایران است؟
موفقیت دستور کار «اول آمریکا» بهطرز متناقضی باعث کاهش قدرت ایالات متحده در توازن قدرت جهانی خواهد شد.
در شرایطی که آمریکا، بهویژه در دوران ترامپ، بهتدریج از تعهدات امنیتی خود در قبال اروپا عقبنشینی کرده و به روسیه نزدیکتر شده، قاره سبز با تهدیدی راهبردی و خلأ دفاعی روبهروست. وابستگی تاریخی اروپا به واشنگتن، آن را در برابر تحولات جدید آسیبپذیر کرده است. اکنون، زمان آن فرا رسیده که اروپا استقلال دفاعی و تفکر راهبردی خود را بازسازی کند و مسئولیت امنیت، آزادی و آیندهاش را به دست گیرد.
پس از فروپاشی شوروی، غرب تلاش کرد روسیه را در نظم جهانی ادغام کند، اما پوتین با رویکردی تهاجمی و جاهطلبانه بهدنبال احیای امپراتوری تزاری برآمد. او با سرکوب داخلی، دخالت در کشورهای همسایه و حمله به اوکراین، علیه نظم لیبرال جهانی ایستاد. در این میان، عقبنشینی آمریکا در دوره ترامپ و مواضع همدلانه با کرملین، نهتنها وحدت غرب را تضعیف کرد، بلکه مشروعیت جهانی دموکراسی را به چالش کشید.
دونالد ترامپ با تبدیل قانون به ابزار انتقام، آمریکا را در مسیر اقتدارگرایی و فروپاشی دموکراسی قرار داده است. ضعف نهادها، سکوت اپوزیسیون و تسلیم نخبگان، راه را برای گسترش این روند هموار کرده است. در سیاست خارجی نیز، کارنامهای آکنده از شکست و خیانت، موقعیت جهانی آمریکا را متزلزل ساخته است. اگر مقاومت مؤثری شکل نگیرد، نهتنها آمریکا بلکه نظم جهانی قربانی جاهطلبیهای یک فرد خواهد شد. زمان ایستادگی فرا رسیده است.
اگرچه منطقه همچنان در بسیاری از جنبهها همچون انبار باروتی آماده انفجار است، اما بهوضوح مشخص است که نخبگان منطقهای آمادهاند تا بر همکاری و توسعه تمرکز کنند.
بازخوانی تاریخ یک درس نهایی به همراه دارد: چیزی به نام سرنوشت محتوم وجود ندارد.