ویتکوف فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه اخیرا در پاسخ به یک توئیت وزیر خارجه ایران که از ممکن بودن تعامل دیپلماتیک و رد گزینه نظامی به عنوان یک راه حل سخن گفته بود، نوشت: عالی. هرچند فرستاده ویژه ترامپ نظر خود را حذف کرد. با این حال به نظر می رسد که پیام او در تهران دریافت شده است. رهبران متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس نیز احتمالا ترامپ را از تحریک بیشتر منطقه با حمله به ایران منصرف خواهند کرد که این در تضاد آشکار با نگرش آنها در دوران اوباما است، زمانی که آنها می ترسیدند توافق هسته ای با تهران آنها را به حاشیه براند.
در بهترین حالت، ترامپ رفتاری را در پیش گرفته که میتواند ادبیات و اقدامات توسعهطلبانه را به عنوان ابزاری برای کسب مزایای ژئوپلیتیکی مشروع جلوه دهد. در این روند، او درِ جهانی خطرناک را میگشاید.
چهار نکته درباره پاسخ ایران به نامه ترامپ وزیر خارجه کشورمان بامداد دیروزاعلام کرد که به طور رسمی از طریق کشور عمان پاسخ نامه آمریکا را ارسال کرده است.
اسرائیل پس از حملات هفتم اکتبر، رویکرد امنیتی خود را از دفاعی به تهاجمی تغییر داده و با اتکا بر اقدامات یکجانبه، تلاش دارد موقعیت خود را در غزه، لبنان، سوریه و کرانه باختری تثبیت کند. هرچند طرحهای صلح منطقهای مطرح هستند، اما واقعیتهای سیاسی داخلی و حمایت بیقید و شرط آمریکا مانع تحقق آنها شدهاند. در این میان، اسرائیل در غیاب فشارهای بینالمللی، با آزادی عمل کامل به پیشبرد اهداف خود ادامه میدهد.
«بنیاد دفاع از دمکراسیها» در تحلیلی با اشاره به ناکامی دولت «دونالد ترامپ» در مقابله موثر با انصارالله یمن تاکید کرد: دولت ترامپ در مواجهه با یمن و مهمتر از آن، در مورد ایران با اختلافات درونی جدی مواجه است و این یکی از عواملی است که مانع پیروزی آمریکا در یمن می شود.
ترکیه بار دیگر در آستانه بحران سیاسی عمیقتری قرار گرفته است؛ بازداشت اکرم اماماوغلو نشانهای آشکار از تشدید روند اقتدارگرایی در نظام سیاسی این کشور است. اردوغان با حذف نظاممند رقبا، ساختار رقابت سیاسی را بیاثر کرده و جامعه را بهسوی دوقطبی خطرناکی سوق داده است. چه او در قدرت بماند و چه نه، ترکیه بهسوی دورهای از بیثباتی، سرکوب گسترده و تضعیف نهادهای دموکراتیک گام برمیدارد.
نظم جهانی لیبرال که پس از جنگ جهانی دوم با محوریت آمریکا شکل گرفت، امروز با افولی درونی از دل خود ایالات متحده و ظهور قدرتهای اقتدارگرا مانند چین و روسیه مواجه است. بیثباتی سیاسی، افول دموکراسی و گرایش به ملیگرایی، نهتنها جایگاه رهبری واشنگتن را تضعیف کرده، بلکه جهان را بهسوی نظمی پراکنده، مبتنی بر زور و فاقد قواعد مشترک سوق داده است؛ نظمی که در آن، قدرت جای قانون مینشیند.
روزنامه «اکسپرس تریبیون» در گزارشی نوشت، پاکستان در دوراهی دشواری قرار دارد، از یک سو نیاز شدید به گاز ایران برای تأمین تقاضای داخلی، و از سوی دیگر خطر تحریمهایی که ممکن است کشور را بار دیگر تا مرز سقوط مالی پیش ببرد.
این اظهارات نگرانیهای اروپا را بیش از پیش افزایش داده است. اروپاییها نگراناند که ایالات متحده از نقش سنتی خود بهعنوان متحدی قابلاعتماد و محافظ نظم جهانی فاصله گرفته باشد و به قدرتی بدل شود که دیگر تمایلی به حفظ این نظم ندارد و حتی ممکن است آن را تهدید کند. از این منظر، افشای پیامهای سیگنال دیگر تنها یک رسوایی مضحک نیست، بلکه نشانهای از بحران عمیقتری است که در سیاست و امنیت غرب ریشه دوانده است.
ترامپ ظاهراً در تلاش است تا سنت استراتژیک قرن نوزدهم را احیا کند، زمانی که آمریکا با ولع سرزمینهای جدید را به خود ملحق میکرد. اما در این مسیر، او در حال تهدید یکی از اصول بنیادین نظمی جهانی است که آمریکا در قرن بیستم و بیستویکم آن را پایهگذاری کرد: ممنوعیت تصرف سرزمین از طریق اجبار یا زور.
با همه اهرمهای موجود، واقعیت این است: نه اتحادیه اروپا، نه آمریکا و نه هیچ قدرت خارجی دیگری نمیتواند مسیر ترکیه بهسوی استبداد را متوقف کند. این مسئولیت، تنها بر دوش مردم ترکیه است. بخشی از جامعه ممکن است در برابر اقتدارگرایی فزاینده، دچار ترس یا انفعال شوند، اما بخشی دیگر، نگران آیندهای است که با ریزش اعتماد سرمایهگذاران و توقف اصلاحات، افق اقتصادی روشنی ندارد. با این حال اما در این تاریکی، صدای اعتراضات خاموش نشده است. صدها هزار نفر که پس از بازداشت اماماوغلو به خیابانها آمدند، در برابر سرکوب سکوت نکردند. آنها اگرچه تنها ایستادهاند، اما پژواک فریادشان همدلی دموکراسیهای جهان را برانگیخته است؛ حتی اگر این همدلی، فراتر از کلمات نرود.