طرح ترامپ مبنی بر كوچاندن مردم غزه به كشورهایی مثل مصر و اردن و سوریه و نقاط مختلف، طرح بسیار وقیحانه و بیشرمانهای است؛ زیرا بهنوعی ازبینبردن هویت یك ملت و نسلكشی و نابودی یك ملت را در دستور كارشان قرار دادهاند.
تجدید حیات سریع روسیه ممکن است یک سیستم جهانی کاملاً سه قطبی را به جای سیستمی که عمدتاً دوقطبی است و روسیه در آن نقش کوچکی ایفا می کند، به وجود بیاورد. آینده نظم پس از جنگ سرد و اتحاد غرب به ندرت تا کنون در معرض چنین خطری قرار گرفته است. موفقیت در اوکراین، روسیه را در تعقیب اهداف استراتژیک خود یعنی بیرون راندن ایالات متحده از خاورمیانه و تبدیل شدن به ابرقدرت مسلط در منطقه جسور خواهد کرد. اهدافی که خوشایند ایران نیز هست.
قبل از عجله برای رویارویی تمام عیار با روسیه، دولت بایدن باید عواقب بلندمدت آن را برای ایالات متحده و متحدانش در نظر بگیرد. برخی از مفسران در مورد بروز جنگ جهانی سوم و همچنین ناکارآمدی تحریمها علیه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه هشدار داده اند. با این حال، درگیری با روسیه پیامدهای استراتژیک دیگری نیز دارد که ایالات متحده باید تلاش داشته باشد از آنها اجتناب کند.
حضور نیروی دریایی اسرائیل در خلیج فارس؟ یعنی در فاصله کمتر از ۲۰۰ کیلومتری سواحل ایران؟ شاید این عنوان برای بسیاری غیر واقعی به نظر برسد یا تحقق آن را دشوار بدانند. اما واقعیت آن است که اسرائیل آهسته آهسته در حال افزایش نقش خود در خلیج فارس است؛ و این دقیقا همان نقشهای است که آمریکا و اسرائیل برای آن طرح ریزی کرده اند، به این ترتیب، حضور دریایی آمریکا در خلیج فارس و بویژه بحرین کم کم کمرنگ میشود، تا اسرائیل قدرت دریایی جایگزین باشد.
افزایش سرمایهگذاریهای چین در ایران اثربخشی تحریمهای ایالات متحده علیه ایران را به شکل فزایندهای کاهش میدهد. این باعث تشدید ناسازگاری تهران در هر گونه مذاکره پیرامون برنامه هستهای ایران خواهد شد.
سردبیر رای الیوم نوشت: به دلیل ابهاماتی که در اصل خبر وجود دارد و با در نظر گرفتن شرایط زمانی، نتایج این عملیات و اهداف آن با تردیدهایی روبروست.
در حال حاضر، نیاز به یک چارچوب امنیتی در خاورمیانه به شدت حس می شود. با این حال، مساله واضح و جالب توجه این است که به رغم تغییر دولت در واشنگتن، ایالات متحده به روند فاصله گرفتن از امور منطقه پایان نداده یا دست کم، مشغول بازتعریف نحوه تعامل با شرکا و مخالفان در آنجاست. از جمله دلایل فاصله گرفتن آمریکا از منطقه می توان به خستگی ناشی از مشارکت در بسیاری از جنگ های ابدی و تلاش برای فاصله گرفتن از مسائل «کم اهمیت تر» برای تمرکز بیشتر بر رویارویی با چالش فزاینده چین به ویژه در اقیانوس هند و اقیانوس آرام اشاره کرد.
موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارش استراتژیک سالیانه خود برای رئیس دولت اسرائیل آورد که ایران بزرگترین چالش خارجی برای این دولت است و در سایه پیشرفتی که ایران در زمینه های برنامه های هسته ای داشته، تل آویو قدرت مقابله با چالش های پرونده ایران به صورت تنها را ندارد و لازم است در این باره هماهنگی، همکاری و روابط خاص خود با ایالات متحده آمریکا را تقویت کند، چه توافق بین ایران و دولتهای بزرگ صورت گیرد و چه این توافق انجام نشود.
یک کتاب جدید نشان میدهد که چگونه ایالات متحده و جنگ با عراق، ایران را به سوی دکترین نظامی نامتقارن و تقویت توان دفاعی بازدارنده، از طریق توسعه موشکهای بالستیک و شکلدهی به نیروهای همپیمان منطقهای سوق داده است.
پکن دریافته است که وقتی متحدان ایالات متحده برای کمک به واشنگتن مراجعه می کنند، با آمریکای خسته و پریشان مواجه می شوند که تمایل کمتری برای بازداشتن ایران دارد. متحدان امریکا در این بین با عدم قطعیت به سمت پکن متمایل می شوند. بنابراین این باعث می شود که نفوذ چین در امور نظامی خاورمیانه به میزان قابل توجهی افزایش یابد. پکن اکنون تجهیزات نظامی را به اکثر متحدان خاورمیانه ای ایالات متحده می فروشد.
مدتهاست که عراق درگیر یک بحران شدید در زمینه انرژی برق است که اخیرا با توقف برق رسانی از سوی ایران به این کشور عربی، بحران مذکور اوج گرفته است.