کارشناسان برجسته اندیشکده چتمهاوس در میزگردی با عنوان «آیا تعرفههای ترامپ پایان روند جهانیشدن است؟» درباره تبعات سنگین تصمیمات اخیر کاخ سفید هشدار داده و اعلام کردند که سیاست موسوم به «روز رهایی» دونالد ترامپ نه تنها اقتصاد جهانی، بلکه منافع اقتصادی خود آمریکا را نیز در معرض آسیبهای جدی قرار داده و میتواند به معنای پایان یک دوره از نظم اقتصادی جهانی باشد.
گاردین در گزارشی درباره وضعیت جاری میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده مینویسد: پس از آن که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده اعلام کرد که اگر ایران خواسته های این کشور برای محدودسازی برنامه هسته ای خود را نپذیرد، بمباران خواهد شد، مقام های متعدد ایرانی با خشم پاسخ او را دادند.
توپ اکنون در زمین پوتین است. اولین گام پذیرش این موضوع است که هیچ راه حل نظامی برای این درگیری وجود ندارد و هیچ یک از طرفین نمیتواند از نظر نظامی به اهداف خود دست یابد.
پس از فروپاشی شوروی، غرب تلاش کرد روسیه را در نظم جهانی ادغام کند، اما پوتین با رویکردی تهاجمی و جاهطلبانه بهدنبال احیای امپراتوری تزاری برآمد. او با سرکوب داخلی، دخالت در کشورهای همسایه و حمله به اوکراین، علیه نظم لیبرال جهانی ایستاد. در این میان، عقبنشینی آمریکا در دوره ترامپ و مواضع همدلانه با کرملین، نهتنها وحدت غرب را تضعیف کرد، بلکه مشروعیت جهانی دموکراسی را به چالش کشید.
دونالد ترامپ با تبدیل قانون به ابزار انتقام، آمریکا را در مسیر اقتدارگرایی و فروپاشی دموکراسی قرار داده است. ضعف نهادها، سکوت اپوزیسیون و تسلیم نخبگان، راه را برای گسترش این روند هموار کرده است. در سیاست خارجی نیز، کارنامهای آکنده از شکست و خیانت، موقعیت جهانی آمریکا را متزلزل ساخته است. اگر مقاومت مؤثری شکل نگیرد، نهتنها آمریکا بلکه نظم جهانی قربانی جاهطلبیهای یک فرد خواهد شد. زمان ایستادگی فرا رسیده است.
رسانه انگلیسی گزارش داد، سرکوب ترکیه علیه رقیب رئیسجمهور این کشور و سکوت در برابر اینکه چه اصلاحاتی برای پایان درگیری چهل ساله با کُردهای این کشور در پیش است، «بیاعتمادی» را میان کردها دامن زده و آنها را نسبت به صلحی شکننده بدبین کرده است.
«در بحبوحه محققنشدن پیش بینیها در مورد رشد اقتصادی چین، دولت این کشور که یکی از بنیانهای اصلی مشروعیت خود را در طی سالهای گذشته همواره از رشد و توسعه اقتصادی چین گرفته، اکنون با یک بحران جدی رو به رو شده است. بحرانی که با آمدن ترامپ به قدرت میتواند وخیمتر هم شود. حال در این وضعیت، هیچ بعید نیست که نظام حکمرانی چین به این جمعبندی برسد که با آغاز یک جنگ خارجی، تا حدی بر ضعفهای خود در زمینه محققنکردن هدفگذاریهای رشد و توسعه اقتصادیاش سرپوش بگذارد.»
اگرچه منطقه همچنان در بسیاری از جنبهها همچون انبار باروتی آماده انفجار است، اما بهوضوح مشخص است که نخبگان منطقهای آمادهاند تا بر همکاری و توسعه تمرکز کنند.
بازخوانی تاریخ یک درس نهایی به همراه دارد: چیزی به نام سرنوشت محتوم وجود ندارد.
درگیریهای نظامی و بیثباتی سیاسی بهطور همزمان سراسر منطقه را در برگرفتهاند. دولت ترامپ در حالی دومین ناوگروه هواپیمابر خود را به منطقه اعزام کرده که تقابل آمریکا با نیروهای یمنی شدت گرفته است.
روزنامه «طلوع» پاکستان مینویسد: با داشتن مرزهای طولانی، تأمین همکاری منطقهای باید اولویت راهبردی پاکستان باشد. اما اجرای همین رویکرد در داخل، بهدلایل سیاسی، پیچیدهتر است. هرچند پاکستان بهخوبی میداند که نادیدهگرفتن تعاملات منطقهای، عواقب جدی دارد.