روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: اگر دونالد ترامپ واقعاً قصد دارد توافقی در ارتباط با برنامه هستهای ایران حاصل کند، دولت او باید از مسیر تنشزایی فعلی فاصله بگیرد.
بعید است که حملات هوایی و دریایی مجدد و بسیار گسترده تر ایالات متحده مانع فعالیت حوثی ها شود. آنها دوباره از مناطق کوهستانی یمن برای رفتن به زیر زمین و مخفی شدن استفاده خواهند کرد.اگر هدف از حملات ایالات متحده به یمن این باشد که تهران را به پای میز مذاکره بکشاند، احتمالاً موفق نخواهند شد.
لیبرالیسم غربی که پس از جنگ سرد بهعنوان نظم غالب شناخته میشد، اکنون با چالشهای جدی از سوی جریانهای پوپولیستی راستگرا، سیاستهای حمایتی ترامپ و قدرتیابی مدلهای غیردموکراتیک مانند چین مواجه است. در حالی که کاهش دموکراسی جهانی، بحران اقتصادی ۲۰۰۸ و جنگ تعرفهای آمریکا ضربههایی اساسی به آن وارد کرده، برخی کشورها مانند اسپانیا و ایرلند همچنان مدل لیبرالی را پیش میبرند. با این حال، بازگشت ترامپ نظم لیبرال را در موقعیت شکنندهای قرار داده است.
محققان و مفسران سیاسی باید هر از گاهی به پیشبینیهای خود نگاهی بیندازند و بررسی کنند که در چه مواردی اشتباه کردهاند.
تحلیلگران «شورای روابط خارجی» آمریکا اعتقاد دارند از دیدگاه «دونالد ترامپ» متحدان واشنگتن خود مشکلی برای ایالات متحده هستند و نه راهحل، همین نگاه کشورها را سردرگم کرده است.
ترامپ با سیاستهای بیثبات و تصمیمات لحظهای، اقتصاد آمریکا را به لبه پرتگاه کشانده است. جنگ تعرفهای، حمله به بوروکراسی فدرال و کاهش بودجه خدمات اجتماعی، بازارها را متزلزل و سرمایهگذاران را دچار وحشت کرده است. او در حباب اطلاعاتی خود، واقعیتهای اقتصادی را انکار کرده و به تبلیغات راست افراطی متکی است. اما در نهایت، مردم آمریکا متوجه خواهند شد که او چگونه زندگیشان را فقیرتر و کشورشان را بیثباتتر کرده است.
واشنگتن احتمالا رویکردی دوگانه درپیش می گیرد یعنی از یک سو دولت مستعفی منصور هادی را مسلح می کند و به آن کمک می کند حوثی ها را تحت پیگرد قرار دهد و از سوی دیگر عملیات هوایی را برای حمله به سکوهای شلیک موشک و مخفیگاه های نظامی افزایش می دهد.
ترامپ نماد نارضایتی گسترده در آمریکا بهویژه در میان سفیدپوستان و طبقه کارگر است که خود را قربانی سیاستهای نولیبرالی و جهانیشدن میبینند. او با جنگ اقتصادی، خروج از نهادهای جهانی و تقویت ملیگرایی، به دنبال احیای قدرت آمریکاست؛ اما سیاستهایش موجب تضعیف ائتلافهای سنتی و تغییر نظم جهانی شده است.
رژیم صهیونیستی با نقض آتش بس بامداد سه شنبه با چراغ سبز آمریکا بار دیگر نوار غزه را هدف حملات بی امان قرار داد که در جریان آن تاکنون ۲۳۰ تن شهید و ۳۵۰ تن دیگر نیز زخمی شدند.
سیاستهای ترامپ پراکنده، غیرمنسجم و تحت تأثیر منافع شخصیاش است. از تعرفههای تجاری و روابط خارجی تا سیاستهای داخلی، همه چیز بر محور وفاداری به او میچرخد، نه اصول اقتصادی یا امنیت ملی. او ساختارهای سنتی نظم جهانی را تخریب کرده و با بیثباتی، رکود تورمی و بحران اقتصادی، ایالات متحده را به دشمن بالقوه متحدانش بدل ساخته است. برخلاف کندی، ترامپ سودجویی شخصی را جایگزین رهبری جهانی کرده و آمریکا را از یک قدرت پایدار به یک «دزد ژئوپلیتیکی» تنزل داده است.
جنگ غزه و پیامدهای آن نظم منطقهای را تحت تأثیر قرار داده، اما تغییرات بنیادینی ایجاد نکرده است. اسرائیل در تلاش برای تثبیت برتری نظامی، با محدودیتهایی روبهرو است، ایران باوجود فشارها همچنان نفوذ دارد و ترکیه بهتدریج موقعیت خود را تقویت میکند. بازگشت ترامپ، حمایت آمریکا از اسرائیل را تشدید کرده، اما سیاست کلی واشنگتن دگرگون نشده است. در نهایت، روندهای کنونی به جای شروع نظمی کاملا جدید، بیشتر استمرار رقابتهای گذشته میباشد.