مجله «آتلانتیک» در تحلیلی تاکید کرد که نشانه های دریافت شده از ایران حاکی از آن است که ایرانی ها در عین آمادگی برای دفاع نظامی از کشورشان، ترجیح می دهند موضوع هسته ای خود با آمریکا را از طریق مذاکره و گفت و گو حل کنند.
«نشنال اینترست» در تحلیلی با اشاره به جنگ و درگیری های اخیر در خاورمیانه تاکید کرد واکنش رهبران منطقه به این رویدادها نشان دهنده آغاز روند جدیدی در سیاست جغرافیایی آن است، موضوعی که تغییر واقعی به سمت عمل گرایی و همکاری میان کشورهای منطقه را پررنگ تر می کند.
با این حال، در واکنش اروپا به بحران، نوعی تنش و دوگانگی پنهان به چشم میخورد. از یک سو، اروپا در تلاش است با تقویت اوکراین و حفظ توانایی این کشور برای ادامه مبارزه، پایبندی خود را به این درگیری نشان دهد. از سوی دیگر، دونالد ترامپ به دنبال آن است که اروپا را تحت فشار قرار دهد و جنگ را به پایان برساند. این اختلاف رویکرد میان اروپا و آمریکا، بهجای ترمیم، ممکن است شکاف میان این دو را عمیقتر کند.
سوال اصلی این است که آیا ما به یک دور جدید از افول موقعیت آمریکا وارد میشویم یا حملات دولت دومِ ترامپ به اتحادها و نهادهای "قرن آمریکایی"، نمودهای عینی یک گذار جدید در عرصه بین المللی را نمایندگی میکنند. ما احتمالا پاسخ این پرسش را تا سال ۲۰۲۹ نخواهیم دانست.
دولت دونالد ترامپ مذاکرات محرمانهای با برخی از برجستهترین مخالفان سیاسی ولودیمیر زلنسکی در کییف انجام دادهاند.
دولت ترامپ با تأکید بر اولویتهای خود و نزدیکی به مسکو، قطعنامههایی در سازمان ملل ارائه کرد که حقوق حاکمیتی اوکراین را نادیده گرفت. این رویکرد نشانهای از کنار گذاشتن اصول بنیادین حقوق بینالملل و استفاده ابزاری از شورای امنیت برای ارسال پیامهای کوتاهمدت است. دیپلماتهای اروپایی و چینی نگران پیامدهای این تغییر هستند، در حالی که برخی کشورهای جنوب جهانی از این جهتگیری استقبال میکنند. این اقدامات نشاندهنده بازتعریف نقش سازمان ملل و تأثیرگذاری آمریکا در بحرانهای جهانی است.
اوکراین به شدت به حمایت نظامی و اطلاعاتی آمریکا وابسته است. در صورت قطع کمکها، تولید تسلیحات بومی و پهپادهای اوکراینی تا حدی میتوانند جایگزین شوند، اما جایگزینی موشکهای پاتریوت و اطلاعات پیشرفته آمریکا دشوار خواهد بود. اوکراین به دلیل تولیدات نظامی محلی و پیشرفتهای عملیاتی اخیر، نسبت به ادامه مقاومت امیدوار است. با این حال، کاهش کمکها خطر کاهش توان دفاعی، افزایش تلفات و عقبنشینی خط مقدم را به همراه خواهد داشت.
«فارن افرز» در تحلیلی با اشاره به بیش از یک دهه حضور ایالات متحده در سوریه تاکید کرد که منافع آمریکا از این پس نه با حضور در این کشور بلکه با خروج از آن و تعامل بیشتر با هیات تحریر الشام (HTS) و دولت جدید انتقالی در دمشق تامین می شود.
روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از تحلیلگران امنیتی نوشت: «اسرائیل به دنبال آن است که قدرتهای جهانی را متقاعد کند تا سیستم فدرالیسم را در سوریه پیاده کننند، همزمان تلآویو اعلام کرده بودجهای برای جامعه دروزی در بلندیهای جولان در جنوب سوریه اختصاص میدهد.»
هیل نوشت: بهرغم لفاظیهای دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا در نشان دادن قدرت و موفقیت خود، رژیم او در واقع شکننده است و محکوم به ناکارامدی و فروپاشی و یا هر دو است.
ترامپ با تضعیف دموکراسیهای سنتی و نزدیکی به مستبدان، آمریکا را از اتحادهای باثبات و ارزشمند اروپایی و آسیایی دور کرده است. این سیاست کوتاهبینانه، روابط با همسایگان شمالی و جنوبی را به خطر میاندازد و منافع درازمدت کشور را قربانی منافع آنی و غیرشفاف میکند. برخلاف نظامهای دموکراتیک که با اعتماد، شفافیت و همکاری پایدار همراه هستند، تعامل با مستبدان نه تنها پرهزینه و نامطمئن است، بلکه نظم جهانی را شکنندهتر و غیرقابل پیشبینیتر میسازد.