ویتکوف فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه اخیرا در پاسخ به یک توئیت وزیر خارجه ایران که از ممکن بودن تعامل دیپلماتیک و رد گزینه نظامی به عنوان یک راه حل سخن گفته بود، نوشت: عالی. هرچند فرستاده ویژه ترامپ نظر خود را حذف کرد. با این حال به نظر می رسد که پیام او در تهران دریافت شده است. رهبران متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس نیز احتمالا ترامپ را از تحریک بیشتر منطقه با حمله به ایران منصرف خواهند کرد که این در تضاد آشکار با نگرش آنها در دوران اوباما است، زمانی که آنها می ترسیدند توافق هسته ای با تهران آنها را به حاشیه براند.
بعید است که حملات هوایی و دریایی مجدد و بسیار گسترده تر ایالات متحده مانع فعالیت حوثی ها شود. آنها دوباره از مناطق کوهستانی یمن برای رفتن به زیر زمین و مخفی شدن استفاده خواهند کرد.اگر هدف از حملات ایالات متحده به یمن این باشد که تهران را به پای میز مذاکره بکشاند، احتمالاً موفق نخواهند شد.
ایران و آمریکا در طول دههها رابطهای پرتنش داشتهاند که سیاستهای تحکمآمیز واشنگتن مانع پیشرفت مذاکرات شده است. در حالی که تهران خود را در محور چین و روسیه میبیند، آمریکا به دنبال مهار نفوذ ایران است. در حالی که جامعه جهانی در برابر جنایات جنگی اسرائیل سکوت کرده، سیاستهای آمریکا و اسرائیل همچنان در جهت تضعیف ایران و مقاومت فلسطین هماهنگ باقی ماندهاند.
با تداوم جنگ در غرب آسیا، بعید است صلح در اوکراین هم ایجاد شود و با توجه به ورود امریکا در باتلاق جدید به به نظر می رسد شرایطی سخت تر از اشغال افغانستان و عراق برای سربازان و نظامیان آمریکا رقم خواهد خورد.
تمام اقدامات ترامپ برای تغییر سیاستهای دیرینه واشنگتن به نفع منافع استراتژیک چین تمام میشود، از جمله مخالفت پکن با اتحادهای نظامی رسمی، امکان اعمال محدودیت بر آزادیهای مدنی به نام امنیت ملی، و ادعاهای سرزمینی این کشور در دریای چین جنوبی، تایوان و سایر مناطق پیرامونی.
دولت دوم دونالد ترامپ، بار دیگر عبارت «صلح از طریق قدرت» را بهعنوان خلاصهای کوتاه و جذاب از سیاست امنیت بینالمللی خود برگزیده اما واقعیت پشت این شعار پرطنین این است که دولت ایالات متحده درباره سیاست دفاعی خود دچار اختلاف است.
در هنگامه شدتگرفتن رقابتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی، آمریکای ترامپ و راست افراطی در اروپا در تلاش برای افزایش ثروت و قدرت خود به سیاستهایی روی آوردهاند که میتوان آن را نئومرکانتیلیستی نامید.
حامیان ترامپ او را منجی آمریکا میدانند، اما سیاستهای او، از ملیگرایی پوپولیستی تا حمایت از اکثریت سفیدپوست، بر تشدید شکافهای داخلی و تضعیف جایگاه جهانی آمریکا دامن زده است. درحالیکه چین نفوذ اقتصادی و نظامی خود را گسترش میدهد، ترامپ با کاهش تعهدات بینالمللی، متحدان را به سوی قدرتهای نوظهور سوق داده است. این قمار، نهتنها نظم جهانی را تضعیف میکند، بلکه در بلندمدت به زیان خود آمریکا تمام خواهد شد.
لیبرالیسم غربی که پس از جنگ سرد بهعنوان نظم غالب شناخته میشد، اکنون با چالشهای جدی از سوی جریانهای پوپولیستی راستگرا، سیاستهای حمایتی ترامپ و قدرتیابی مدلهای غیردموکراتیک مانند چین مواجه است. در حالی که کاهش دموکراسی جهانی، بحران اقتصادی ۲۰۰۸ و جنگ تعرفهای آمریکا ضربههایی اساسی به آن وارد کرده، برخی کشورها مانند اسپانیا و ایرلند همچنان مدل لیبرالی را پیش میبرند. با این حال، بازگشت ترامپ نظم لیبرال را در موقعیت شکنندهای قرار داده است.
محققان و مفسران سیاسی باید هر از گاهی به پیشبینیهای خود نگاهی بیندازند و بررسی کنند که در چه مواردی اشتباه کردهاند.
تحلیلگران «شورای روابط خارجی» آمریکا اعتقاد دارند از دیدگاه «دونالد ترامپ» متحدان واشنگتن خود مشکلی برای ایالات متحده هستند و نه راهحل، همین نگاه کشورها را سردرگم کرده است.