ترامپ قطعا نمی تواند با اعمال فشار از ایران امتیاز بگیرد لذا عقل حکم می کند که خود را در مسیر همکاری با ایران قرار دهد که این امر بدون لغو تحریم های ظالمانه، امکانپذیر نیست.
دونالد ترامپ دوره دوم ریاست جمهوری خود را با یک وعده صِرف یعنی "احیا عصر طلایی آمریکا" آغاز کرده است. با این حال، با توجه به افزایش نرخ تورم، تضعیف بازارهای مالی، و نقش ترامپ در اصلاح وضعیت دلار در اقتصاد جهانی، هیچ بعید نیست که وی بحران بزرگ اقتصادی را سبب شود که به غلط، مدعی رفع و حل آن است.
خشم دو رئیس جمهور آمریکا و اوکراین از هم، خشم و تنفر رئیس جمهور اوکراین از رئیس جمهور روسیه و خشم رهبران اروپایی از رؤسای جمهور آمریکا و روسیه، صرفاً پدیدههای مربوط به افراد نیست، بلکه بازتابی از سازهها و شرایط متحول سیاسی با اثرگذاری عمیق بر روابط بینالمللی است و این پدیده به این سؤال تحلیلی میانجامد که چگونه میتوان نسبت روانشناسی و روابط بینالمللی معاصر را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و چگونه میتوان چارچوبهای روانشناسی سیاسی را به بحران اوکراین در پایان سه سالگی آن تعمیم داد؟در پاسخ ابتدا باید «بنیادهای روانشناسی سیاسی» را مورد توجه قرار داد سپس در «سطح نخبگان و رهبران مؤثر، شاخصه آن روانشناختی» را بررسی کرد و سرانجام «در سطح مناسبات قارهای در اروپا و مناسبات فرا آتلانتیکی»، عناصر روانشناختی را مورد شناسایی قرار داد.
رای الیوم در سرمقاله امروز(شنبه) نوشت: سه تحول کلیدی وجود دارد که روند بهبودی سریع محور مقاومت از برخی بحران های اخیر نظیر انفجار پیجرها و ترور فرماندهان رده بالای آنها بویژه در حزب الله لبنان را نشان می دهد.
سوال اصلی این است که آیا ما به یک دور جدید از افول موقعیت آمریکا وارد میشویم یا حملات دولت دومِ ترامپ به اتحادها و نهادهای "قرن آمریکایی"، نمودهای عینی یک گذار جدید در عرصه بین المللی را نمایندگی میکنند. ما احتمالا پاسخ این پرسش را تا سال ۲۰۲۹ نخواهیم دانست.
ترامپ با تضعیف دموکراسیهای سنتی و نزدیکی به مستبدان، آمریکا را از اتحادهای باثبات و ارزشمند اروپایی و آسیایی دور کرده است. این سیاست کوتاهبینانه، روابط با همسایگان شمالی و جنوبی را به خطر میاندازد و منافع درازمدت کشور را قربانی منافع آنی و غیرشفاف میکند. برخلاف نظامهای دموکراتیک که با اعتماد، شفافیت و همکاری پایدار همراه هستند، تعامل با مستبدان نه تنها پرهزینه و نامطمئن است، بلکه نظم جهانی را شکنندهتر و غیرقابل پیشبینیتر میسازد.
ترامپ در پی جلب توجه بوده و هست و خواهد بود. در یک ماه گذشته او به معنای دقیق کلمه،آنچنان توجهات مردم آمریکا و جهان را جلب کرده که معادلی ندارد.
ورود به یک مرحله جدید و تغییر نگرش درباره خلع سلاح پ ک ک یا انحلال این حزب، به شرایطی بستگی خواهد داشت که در آن، اراده سیاسی لازم و اقدام میدانی برای انجام پیامی که عبدالله اوجالان داده، وجود داشته باشد.
اوکراین ممکن است بتواند توافقی را برای پایان دادن به جنگ در نظر بگیرد اگر به عنوان مثال، به او پیشنهاد عضویت در ناتو داده شود، به اندازه کافی سلاح های پیشرفته برای دفاع از خود در آینده داده شود، به اتحادیه اروپا بپیوندد و تمام بودجه مورد نیاز برای بازسازی را از غرب دریافت کند. اما تا زمانی که واشنگتن و متحدان اروپایی آن این نوع تضمین ها را ارائه ندهند و تا زمانی که غرب تشخیص ندهد که اشغال روسیه واقعا بقیه اوکراین را هدف قرار می دهد، اوکراینی ها احتمالا به جنگ متعهد خواهند ماند، هر چند هزینه های آن بالا باشد. و اگر آتش بسی حاصل شود که به این تهدید مداوم روسیه رسیدگی نکند، صلح و ثبات پایدار دست نیافتنی باقی خواهد ماند.
اوکراین در برابر جنگ غیرواقعیت مقاومت میکند. پیشفرض پوتین برای تهاجم این است که اوکراین وجود ندارد.
تحلیلگر معروف جهان عرب جواب رد قاهره به طرح پیشنهادی رهبر مخالفان دولت صهیونیستی درباره غزه را پاسخی کوبنده و حمایت از تاسیس کشور مستقل فلسطین دانست و تاکید کرد: غزه فروشی نیست و مصر با میراث کهن بیش از هشت هزار ساله نیز فروشی نیست.