تحولات هفته گذشته و نشانههای آشکاری که از رخدادهای پیشرو به چشم میخورند، تصویری نگرانکننده از آینده سیاسی ایالات متحده ترسیم میکنند؛ آیندهای که با اشتباهات فاحش، اقدامات تحریکآمیز و رفتارهای غیرمتعارف رئیسجمهور ترامپ و شماری از مقامات ارشد دولتش رقم میخورد.
این روند نهتنها شکافهای داخلی آمریکا را عمیقتر میکند و بذر هرجومرج را در نهادهای آن میکارد، بلکه شکاف در روابط این کشور با متحدانش در عرصه جهانی را نیز تشدید خواهد کرد. نمونهای از این مسیر تنشآلود، هفته گذشته نمایان شد؛ جایی که ترامپ در پیامی تهدیدآمیز، به ایران هشدار داد تنها دو ماه فرصت دارد تا بر سر برنامه هستهای خود به توافقی جدید با آمریکا دست یابد. او با لحن تهدیدآمیز اعلام کرد که در صورت عدم توافق، ایران با «شرایطی بسیار وخیم» روبهرو خواهد شد؛ تهدیدی آشکار که منطقه را به لبه پرتگاه میراند.
شوکآورتر از تهدید ترامپ، افشای رسوایی کمسابقهای بود که از مشارکت شماری از مقامات ارشد دولت او در تصمیمگیریهای حساس امنیتی پرده برداشت. طبق گزارشها، مقاماتی، چون جی دی ونس، معاون رئیسجمهور، مارکو روبیو، وزیر خارجه و مایک والتز مشاور امنیت ملی در یک گروه گفتوگوی رمزگذاریشده و غیررسمی در اپلیکیشن سیگنال (نه در اتاق عملیات رسمی کاخ سفید) درباره گزینههای نظامی علیه انصارالله در یمن به تبادل نظر پرداخته بودند. این گروه به ابتکار والتز تشکیل شد، اما اشتباهی عجیب، ماجرا را به بحرانی رسانهای تبدیل کرد: والتز بهاشتباه، جفری گلدبرگ، روزنامهنگار آمریکایی-اسرائیلی و سردبیر نشریه آتلانتیک؛ نشریهای که ترامپ آن را تحقیر میکند و به دیده بیاعتنایی مینگرد، را به گروه افزود. گلدبرگ نیز که از محتوای مکالمات شوکه شده بود، در اقدامی بیسابقه، بحثها و پیامهای محرمانه این گروه را فاش کرد.
ترامپ در قلب بحران؛ از نشت اطلاعاتی تا حملات بینتیجه به یمن
آنچه در میان این مکالمات محرمانه بیش از هر چیز جلب توجه میکرد، لحن تند و صریح معاون رئیسجمهور آمریکا در حمله به متحدان اروپایی بود؛ او با لحنی آشکار از «بیزاریاش نسبت به نجات مکرر اروپاییها» سخن گفت و این موضع را وزیر دفاع نیز تأیید کرد؛ اظهاراتی که توهینی مستقیم به شرکای دیرینه واشنگتن در اروپا محسوب میشود.
افشاگری گلدبرگ به همینجا ختم نشد. او نهتنها به جزئیات دقیق طرح حمله نظامی به انصارالله دست یافت، بلکه متن کامل گفتوگوهای بین مقامات دولت ترامپ در اپلیکیشن سیگنال را نیز در وبسایت نشریه آتلانتیک منتشر کرد؛ متنی که پرده از تصمیمگیریهایی فوقالعاده حساس برداشت. در این گفتگوها، وزیر دفاع به صراحت زمان حمله را اعلام کرده بود: عملیاتی با مشارکت جنگندههای اف-۱۸ مستقر در ناو هواپیمابر یواساس ترومن، پشتیبانی نیروی دریایی و شلیک موشکهای هدایتشونده به سمت مواضع انصارالله در داخل یمن؛ حملهای که بهنام «تضمین امنیت ناوبری در دریای سرخ» توجیه شده بود.
اما آنچه واقعاً شوکآور بود، نه محتوای این مکالمات، بلکه سطح بیسابقه نفوذپذیری و سهلانگاری امنیتی در بالاترین سطوح دولت ترامپ بود؛ تخلفی آشکار که به افشای اطلاعاتی فوقحساس از نوع جنگافزارها شامل جنگندهها و موشکهای مورد استفاده، تا مختصات دقیق جغرافیایی اهداف، زمان اجرای حمله و حتی وضعیت آبوهوایی عملیات انجامید. اطلاعاتی که در صورت دسترسی دشمنان، میتوانست پیامدهایی فاجعهبار بهدنبال داشته باشد. پیامد این رسوایی چیزی فراتر از یک جنجال رسانهای بود؛ این افشاگری میتوانست به شکست کامل عملیات نظامی منجر شود و جان نیروهای آمریکایی مشارکتکننده در حمله به یمن را بهشدت به خطر اندازد. با این حال، دولت ترامپ نهتنها مسئولیتی برعهده نگرفت، بلکه در واکنشی انکارگرایانه مدعی شد اطلاعات منتشرشده محرمانه نبودهاند؛ که این تلاشی آشکار برای فرار از پاسخگویی در برابر افکار عمومی و نهادهای ناظر بود.
در همین حال، حملات هوایی آمریکا به یمن همچنان با شدتی کمسابقه ادامه دارد. تنها در روزهای اخیر، بهطور متوسط روزانه حدود ۳۰ حمله هوایی به بهانه تضعیف توان نظامی انصارالله انجام شده است؛ حملاتی که با ادعای «حفاظت از آزادی ناوبری در دریای سرخ» توجیه میشوند. با اینحال، انصارالله نهتنها عقبنشینی نکردهاند، بلکه همچنان به شلیک موشکهای «فلسطین ۲» بهسوی تلآویو ادامه میدهند؛ اقدامی که دولت ترامپ و اسرائیل را در موقعیتی دشوار و تحقیرآمیز قرار داده است، چرا که علیرغم حملات گسترده هوایی، هنوز نتوانستهاند مانع این عملیات موشکی شوند. در این میان، رسوایی موسوم به «سیگنال» بهسرعت ابعاد وسیعی یافت و به یکی از موضوعات جنجالی افکار عمومی آمریکا بدل شد. رسانههای لیبرال و دموکراتها با بهرهگیری از این فرصت، موجی از انتقادها را علیه ترامپ به راه انداختند و این افشاگری را سندی روشن از بیکفایتی، بیتجربگی و هرجومرج حاکم بر تیم امنیت ملی دولت او قلمداد کردند.
ترامپِ قانونطلب دیروز، مدافع متخلفان امنیتی امروز
با اینحال، بهجای آغاز تحقیقات رسمی، پذیرش مسئولیت یا برکناری مقصران این رسوایی کمسابقه، واکنش دولت ترامپ چیزی جز انکار و مقاومت نبود. خود ترامپ، همراه با وزرای کلیدی و متحدانش در کنگره از جمله مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان با سرسختی تمام از پذیرش اشتباهات سر باز زدند. آنان نهتنها از ارائه هرگونه عذرخواهی خودداری کردند، بلکه در برابر فشارهای فزاینده برای برکناری مقامات ارشد دخیل در این افتضاح بهویژه وزیر دفاع و مشاور امنیت ملی ایستادگی کردند؛ خواستهای که اکنون از سوی دموکراتها با جدیت پیگیری میشود.
در این میان، موج نارضایتی و خشم، نهفقط در میان چهرههای دموکرات، بلکه در درون ارتش و بدنه افکار عمومی آمریکا نیز در حال گسترش است. کارشناسان نظامی و شماری از ژنرالهای بازنشسته نیز با هشدارهای جدی، بر وخامت ماجرا تأکید کردهاند. آنان اعلام کردهاند که اطلاعات منتشرشده در این گروه سیگنال، از جمله اسرار طبقهبندیشده و فوقالعاده حساس بوده است و افشای عمومی آن نهتنها نقض صریح اصول امنیت ملی است، بلکه ایجاب میکند که مقامات مسئول فوراً از سمت خود برکنار شوند.
در واکنش به این بحران، نمایندگان و سناتورهای دموکرات خواستار آغاز فوری تحقیقات رسمی درباره ابعاد رسوایی «سیگنال» شدهاند. گروهی از آنها به رهبری حکیم جفریز، رهبر اقلیت در مجلس نمایندگان، با ارسال نامهای سرگشاده به رئیسجمهور ترامپ، خواهان برکناری فوری پیت هگست وزیر دفاع شدهاند. در این نامه، هگست بهعنوان «ناکارامدترین وزیر دفاع در تاریخ ایالات متحده» توصیف شده و ادامه حضور او در این سمت، تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی و جان نیروهای آمریکایی در سراسر جهان قلمداد شده است.
در همین حال، آنچه بیش از پیش بر آتش انتقادات دامن میزند، نمایش عریان استانداردهای دوگانه از سوی ترامپ است. او در رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۱۶، هیلاری کلینتون را بهدلیل استفاده از یک سرور شخصی برای ایمیلهای کاری، «بیاحتیاط» و «غیرحرفهای» خواند و همین موضوع را بهانهای برای زیر سؤال بردن صلاحیت او جهت ریاستجمهوری قرار داد. با اینحال، اکنون همان ترامپ، با تمام توان از وزیر دفاع و مشاور امنیت ملیاش دفاع میکند؛ دو مقامی که به نقضی امنیتی دست زدهاند که بسیاری آن را بهمراتب خطرناکتر و فاجعهبارتر از رفتار کلینتون میدانند.
وقتی شایستگی جایی در دولت ترامپ ندارد
افشای ماجرای «سیگنالگیت» نه اتفاقی غافلگیرکننده بود و نه انحرافی از مسیر معمول؛ بلکه بازتابی روشن از الگوی تثبیتشده رفتاری ترامپ بهشمار میرود؛ الگویی که در آن، وفاداری مطلق و بیچونوچرا به شخص ترامپ و جهانبینیاش، بر شایستگی، تخصص و تجربه ترجیح داده میشود. در چنین ساختاری، وزرا، مقامات ارشد و حتی نمایندگان جمهوریخواهی که با حمایت او وارد عرصه قدرت میشوند، نه به دلیل کارآمدی، بلکه صرفاً بهدلیل تبعیت بیقید و شرط از او انتخاب میشوند. نتیجه چنین رویکردی، چیزی جز بیثباتی، هرجومرج و زنجیرهای از تخلفات امنیتی و مدیریتی نیست؛ وضعیتی که نهتنها شهروندان آمریکایی، بلکه متحدان جهانی، رقبا و حتی دشمنان آمریکا نیز روزانه آن را بهوضوح مشاهده میکنند.
پیامد چنین سبک حکمرانی، چیزی فراتر از یک بحران داخلی در آمریکاست؛ این رویکرد، متحدان سنتی واشنگتن را به شک و تردیدی بیسابقه درباره توانایی، بلوغ و خردمندی رهبری آمریکا در سطح جهانی کشانده است. بیاعتمادی روبهگسترش به سیاستهای کاخ سفید، اکنون به عاملی نگرانکننده برای ثبات بینالمللی و حلوفصل بحرانهای جهانی بدل شده است. درحالیکه شرکای غربی با نگرانی و سردرگمی به روند واگرایی و چنددستگی در درون جبهه متحدان آمریکا مینگرند، رقبای ژئوپولیتیکی ایالات متحده، با رضایت پنهان و دقت بالا، این شکافها را رصد میکنند. آنها بهوضوح شاهد آناند که بلوک غرب، روزبهروز بیشتر به مجموعهای متزلزل، پراکنده و دچار واگرایی تبدیل میشود.
منبع: فرارو به نقل از القدس العربی
ثبت دیدگاه