اتهام زنی های اخیر اتحادیه عرب علیه جهوری اسلامی مبنی بر دخالت در مسائل داخلی سوریه وتلاش برای شکاف افکنی بین طوایف این کشور در چارچوب نقش تخریبی این نهاد علیه ملت سوریه قابل تجزیه وتحلیل است.
این نهاد عربی متاسفانه در طول نزدیک به 8 دهه از عمر خود به مرور از اهداف ترسیم شده خود دور شد وبه ابزاری برای مقابله با کشورهای جبهه پایداری تبدیل شد.
بی تحرکی اتحادیه عرب وسکوت مطلق این نهاد در برابر کشتار مردم غزه وجنوب لبنان نشان داد که این سازمان نه تنها منافع ملتهای عرب را مورد توجه قرار نمی دهد بلکه درراستای سیاست های رژیم صهیونیستی وامریکا حرکت می کند.
در طول 14 ماه بحران غزه متاسفانه اتحادیه عرب هیچگاه در صدد استفاده از جایگاه خود برای کمک به ملت فلسطین بر نیامد وهمین امر رژیم صهیونیستی را برای ادامه کشتار مردم غزه تشویق کرد.
سرنگونی دولت بشار اسد که شاید اخرین حلقه جبهه پایداری تلقی می شد بر اثر همراهی اتحادیه عرب با سیاست های امریکا،ترکیه ورژیم صهیونیستی صورت گرفت.
سیاست های فعلی این نهاد بی تاثیر عربی در حال حاضر تنها برای تقابل با ایران ومحور مقاومت تعریف شده اما در برابر تجاوزات اسرائیل از خود بی تحرکی نشان می دهد.
یکی از اندیشمندان عرب معتقد است که این اتحادیه اگر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی را به عنوان دبیر کل اتحادیه عرب انتخاب می کرد بسیاری از مشکلات جهان عرب ومردم فلسطین حل می شد!.
اتهام زنی اتحادیه عرب علیه ایران مبنی بر دخالت در مسائل داخلی سوریه در حالی صورت می گیرد که رژیم صهیونیستی پس از سقوط دولت بشار اسد اکنون بخش های مهمی از اطراف دمشق را اشغال کرده.
سکوت اتحادیه عرب در برابر بمباران های مکرر تاسیسات زیر بنائی سوریه توسط اسرائیل ودخالت ترکیه در کشتار کردهای سوریه وعلویهای این کشور نشان میدهد که اتحادیه عرب نگاهی کاملا طایفه ای نسبت به اقلیت های موجود در جهان عرب دارد.
تنها هنر این نهاد بی خاصیت عربی در هر نشستی جریان سازی علیه ایران وتکرار ترجیع بند ملال اور جزائرسه گانه ایرانی تنب کوچک،تنب بزرگ و ابو موسی وموضع گیری علیه ایران است.
اتفاقی که در سوریه رخداد ومنجر به سرنگونی دولت بشار اسد شد نتیجه توطئه مشترک عربی ،صهیونیستی ،ترکی وامریکائی بود که با هدف ضربه زدن به محور مقاومت صورت گرفت.
متاسفانه رفتار غیر منطقی اتحادیه عرب که با نقشه راه وقطب نمای امریکا ورژیم صهیونیستی حرکت سیاسی خود را تنظیم می کند بیشترین اسیب را به وحدت جهان عرب وارد ساخت.
ایران ،حزب الله لبنان ،انصار الله یمن والحشد الشعبی عراق که تشکیل دهندگان اصلی محور مقاومت هستند در طول 14 ماه بحران غزه صادقانه در کنار ملت فلسطین قرار داشتند وهزینه های سنگینی نیز متحمل شدند.
این در حالی است که اتحادیه عرب در طول این مدت هر گز حتی در صدد محکوم ساختن جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه برنیامده ودر برابر این جنایات سکوت اختیار کردواین امر از بی هویتی سیاسی این نهاد عربی حکایت دارد.
موضع گیری واتهام زنی های اخیر اتحادیه عرب علیه ایران نه تنها هیچگونه ارزش حقوقی وقانونی ندارد بلکه مورد تمسخر مردم سوریه قرار گرفت، دلیل این امر این است که پس از سرنگونی دولت بشار اسد گروهکهای تروریستی بیش از 4 هزار تن از افراد شاخص شیعه و طایفه علوی سوریه راترور کرده اما اتحادیه عرب کوچکترین واکنشی از خود نشان نداد.
این امر نشان میدهد که اتحادیه عرب در تشدید اختلافات مذهبی و قومی در جهان عرب وکمک به تروریستها برای سرکوب اقلیت ها نقش دارد.
اتحادیه عرب به دلیل نا توانی در برابر امریکا و رژیم صهیونیستی وموضع گیری مضحکانه علیه ملتهای ازاده منطقه که در کنار ملت فلسطین قرار دارند ،هیچگونه جایگاهی در میان ملتهای عرب ندارد.
منبع: کافه دیپلمات
ثبت دیدگاه