پاکستان در مقابله با شورشهای داخلی نتوانسته همکاری مؤثری با ایران برقرار کند. باوجود تجربه موفق پاکستان در استفاده از حمایت ایران در دهه ۱۹۷۰ برای مهار شورشها، امروز این ظرفیت دیپلماتیک بهکار گرفته نمیشود، تعمیق همکاری با ایران، گرچه ممکن است نگرانیهایی در غرب و عربستان ایجاد کند، برای مقابله مؤثر با تروریسم شورشهای مرزی ضروری است. پاکستان باید با بازنگری در راهبرد سیاسی خود، همکاری منطقهای با ایران را تقویت کرده و آن را بر تعاملات وابسته به قدرتهای فرامنطقهای مقدم بداند تا امنیت پایدار داخلی را تضمین کند.
در این گزارش آمده است: پاکستان یکی از اعضای فعال سازمان ملل متحد است و سابقهای قابل توجه در حمایت از حلوفصل مسالمتآمیز منازعات در سطح جهانی دارد. بهتازگی، پاکستان خواستار اجرای آخرین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل شد؛ قطعنامهای که خواهان عقبنشینی شورشیان مورد حمایت رواندا از جمهوری دموکراتیک کنگو است و در عین حال، از مذاکرات دیپلماتیک میان کنگو و رواندا حمایت میکند.
فراتر از ملاحظات دیپلماسی بینالملل، پاکستان میتواند در تحولات داخلی خود نیز الگوهای مشابهی را مشاهده کند، نقش کشورهای همسایه در کمک به حل بحرانهای داخلی بسیار حیاتی است. یک منطقه با ثبات و همکاریمحور، به حل درگیریها کمک میکند، چراکه بیشتر شورشها در نزدیکی مرزهای بینالمللی ظهور و فعالیت دارند. با توجه به حضور عناصر مسلح در مناطق مرزی، تأمین همکاری منطقهای، یک ضرورت استراتژیک است.
کارآمدترین استراتژیهای مقابله با شورش، این واقعیت را به رسمیت میشناسند و بهدنبال همکاری منطقهای برای منزویکردن و تضعیف شورشیان هستند. اگر روابط یک کشور با همسایگانش متشنج باشد و فاقد سرمایه سیاسی لازم برای جلب حمایت آنها باشد، درگیری احتمالاً تداوم خواهد یافت.
چالشهای پاکستان در مقابله با شورشها منحصر بهفرد یا بیسابقه نیستند. پاکستان برای مقابله با این چالش بهدنبال حمایت خارجی از چین است، اما عملیات نظامی بهتنهایی بدون همکاری منطقهای نمیتواند صلح پایدار را تضمین کند.
کشورهای دیگر جنوب آسیا نیز اولویت را به تعامل با همسایگان برای مقابله با شورشها دادهاند، هند روابط خود را با بنگلادش بهبود بخشید و در نتیجه، دولت داکا برخورد جدیتری با گروههای شورشی شمال شرق هند داشت. سریلانکا در زمان حمله نهایی به ببرهای تامیل، حمایت یا حداقل موضع بیطرفانه چین، روسیه و پاکستان را جلب کرد، حتی در حالی که غرب بهخاطر مسائل حقوق بشری به این کشور فشار میآورد.
پاکستان در گذشته نیز توانسته از اتحادهای دیپلماتیک و منطقهای در مقابله با شورشها بهره بگیرد؛ برای مثال در دهه ۱۹۷۰، هنگام مقابله با شورش در بلوچستان، از حمایت کلیدی ایران برخوردار شد.پاکستان در گذشته نیز توانسته از اتحادهای دیپلماتیک و منطقهای در مقابله با شورشها بهره بگیرد؛ برای مثال در دهه ۱۹۷۰، هنگام مقابله با شورش در بلوچستان، از حمایت کلیدی ایران برخوردار شد.
با توجه به تجربه مستقیم پاکستان در استفاده از حمایت منطقهای برای شکلدهی به سرنوشت شورشها، این پرسش مطرح میشود که چرا از همین رویکرد در مقابله با شورشهای داخلی خود استفاده نمیکند؟
با داشتن مرزهای طولانی، تأمین همکاری منطقهای باید اولویت راهبردی پاکستان باشد. اما اجرای همین رویکرد در داخل، بهدلایل سیاسی، پیچیدهتر است. هرچند پاکستان بهخوبی میداند که نادیدهگرفتن تعاملات منطقهای، عواقب جدی دارد.
پاکستان نتوانسته مهارتهای دیپلماتیک خود را بهگونهای بهکار گیرد که از دو کشور همسایه خود یعنی ایران و افغانستان برای مهار تروریسم و شورشها به خوبی استفاده کند.
با آنکه طرز فکر واکنشی طالبان برای پاکستان کاملاً شناختهشده است، اما پاکستان هنوز اهرمهای مؤثری در برابر آنها دارد. بهجای تکیه صرف بر فشار، رویکردی متوازن که ترکیبی از مشوقهای دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی باشد، میتواند طالبان را به اقدامات ملموس علیه گروههایی که از خاک افغانستان حملات فرامرزی انجام میدهند، وادار کند.
در مورد ایران نیز، لازم است مکانیزمهای موجود مدیریت مرز مورد بازبینی جدی قرار گیرد؛ چراکه نتوانستهاند مشکلات دو سوی مرز، شامل شورش، عبور غیرقانونی، قاچاق و تجارت مواد مخدر را مهار کنند. هرچند تعمیق روابط با ایران ممکن است نگرانیهایی در واشنگتن و ریاض ایجاد کند، اما پاکستان بدون همکاری مؤثر با همسایگان، نمیتواند با تروریسم و شورش بهطور مؤثر مقابله کند.
پاکستان باید الگوی راهبردی و سیاسی خود را بازنگری کند و همکاری منطقهای را بر پیوندهای وابسته با بازیگران فرامنطقهای مقدم بداند تا امنیت و ثبات بلندمدت را تضمین کند. یک راهبرد موفق ضدشورش، فراتر از اقدام نظامی صرف است. چنین راهبردی نیازمند رویکردی منطقهای، دیپلماسی فعال و اراده سیاسی داخلی برای همسویی میان مواضع بینالمللی و اقدامات داخلی است.
پاکستان که خود در عرصه جهانی، از حلوفصل مسالمتآمیز منازعات دفاع میکند، انتظار میرود که همین رویکرد را در مواجهه با درگیریهای داخلیاش نیز بهکار گیرد. تعامل با جوامع محلی، به اندازه عملیات نظامی، برای شکست دادن شورشها اهمیت دارد.
منبع: ایرنا
ثبت دیدگاه