اسماعیل هنیه در میان رهبران گروههای آزادیبخش دارای دو ویژگی ویژه بود، اول اینکه مبارزات او جنبه ضد اشغالگری و استقلال طلبانه داشته؛ دیگر اینکه او یک رهبر مبارزه با تبعیض نژادی بوده و در هر دو صحنه موفقیتهای بسیار بزرگی کسب کرده است.
با توجه به اینکه مبارزات آزادی بخش در عصر ما بسیار دشوار است و اسرائیلیها به شدت مورد حمایت همه قدرتهای استعماری هستند، هنیه به جهت مبارزاتی که در این عرصه انجام داد در مقایسه با رهبران دیگر استقلال طلب و ضد نژاد پرستی در یک مقام بسیار بالاتر قرار دارد.
ترو هنیه نشانه روشن واماندگی و ضعف اسرائیلیها در مقابله با نیروهای نظامی حماس است؛ همچنین نشانه بن بستهایی است که آنها از نظر سیاسی و اقتصادی در آن قرار گرفتهاند و در واقع اسرائیلیها تلاش کردند تا از طریق این ترور بخشی از بحرانهایی را که با آن روبرو هستند، برطرف کنند.
ترورهایی که توسط رژیم صیهونیستی صورت میگیرد نشانه توجه این رژیم به شدت گرفتن روند رو به زوالش است اسرائیل دریافته که مقاومت در حال حاضر قدرت زیادی دارد و آنها بر این گمانند که با حذف شخصیتها میتوانند روند نابودی خود را به تعویق بیندازند اما باید بدانند که مقاومت با حذف نیروهایش ضعیف نمیشود بلکه قدرتمندتر میشود، همانطور که حضرت امام«ره» نیز در این باره میفرمایند: بکشید ما را ملت ما بیدار تر میشود.
هنیه در جهت رسیدن به شهادت کار میکرد نه در جهت کسب مقام و پست، برخی از رهبران فلسطینی قبل از او، به جای مقابله با اسرائیل راه سازش به سمت کاخها و دریافت دلارهای نفتی کشورهای عربی را پیش گرفتند اما او به طور وارسته راه خدمت به مردم را در پیش گرفت و چیزی به وجود آورد که ما آن را تحت عنوان انتفاضه (قیام مردمی) میشناسیم؛ به طوری که مردم فلسطین توانستند از انقلاب سنگ به بالاترین ادوات نظامی دست پیدا کرده و ضربات اساسی به اسرائیل وارد کنند.
اسرائیل با ترور اسماعیل هنیه از چندین خط قرمز عبور کرده و باید منتظر یک پاسخ سنگین و کوبنده باشد.
منبع: کافه دیپلمات
ثبت دیدگاه