سوریه محل تقارن چندین سیاست منطقهای و بینالمللی است که سبب پیچیدگی مسائل در این کشور شده است.
نخستین جریان آمریکا است. آمریکاییها از طریق ترکیه که عضو ناتو است، علاقمند هستند که مناطقی که روسیه در سوریه حضور دارد یا به هر حال در آن مناطق فعال است را ناآرام کنند. جریان دیگر متعلق به رژیم صهیونیستی است. این رژیم بسیار علاقمند است تا سوریه را بهعنوان یک حلقه مقاومت ناآرام کند و از طرف دیگر زمینه پایان حضور منطقهای ایران را در سوریه فراهم کند.
جریان دیگری جریانهای استعماری انگلیس و فرانسه است. این کشورها هم نگران این موضوع هستند که حرکت تمدنی آغاز شده در منطقه غرب آسیا موفق شود و برای همیشه به استعمار غربی در این منطقه پایان بدهد.
جریان دیگر به کشورهای عربی منطقه تعلق دارد که گرفتار دیکتاتوری هستند. این کشورها هم نگران تقویت جناح مقاومت هستند؛ لذا مشاهده میکنیم که آنها هزینه انجام این حرکتهای تروریستی را فراهم میکنند.
با توجه به تمامی موارد و موضوعات گفته شده اگر ما به داخل سوریه نگاه کنیم با مجموعهای از جریانهای منطقهای و بینالمللی به اضافه جریانهای داخلی روبرو میشویم که شرایط فعلی را فراهم کردند.
البته تضعیف شدید اسرائیل در جنگ 13ماهه غزه و لبنان و ناتوانیهای متعدد آمریکا و متحدانش در تحقق اهداف خود، اجازه بهکارگیری موثر از تروریستهای تکفیری وابسته به آمریکا و رژیم اشغالگرقدس(مانند تحریرالشام و داعش)در تضعیف حضور منطقهای ایران را به آنها نخواهد داد.
اما به هر حال تروریستها با این اقدامات خود بخشی از نیروهای مقاومت را به خودشان مشغول میکنند. اما اینکه این عملیات تحرکات گروههای افراطی ازجمله «تحریرالشام» و گروههای همسو با آن هم زمان با برقراری آتشبس در جنوب به لبنان آغاز شده، این نشاندهنده این موضوع است که آنها با «اسرائیل» همسو هستند و در امتداد استمرار حرکتهای این رژیم قصد دارند تا از حرکتهای «اسرائیل» در تضعیف مقاومت را ادامه بدهند.
اما در هر حال جبهه مقاومت با وجود اینکه سید حسن نصرالله و رهبران زیادی را از دست داده و ضرباتی را بر پیکر خودش تحمل کرده است، اما در موقعیت قدرتمندی قرار دارد و میتواند با همکاری که بین بخشهای مختلف آن وجود دارد در برابر این تحرکات پیروز شود.
منبع؛ کافه دیپلمات
ثبت دیدگاه